آخرین مطالب سایت

اشعار زیبا در وصف امام خامنه ای

 نور است خمینی و عدویش ظلمات   
       
بر سید علی ، حسین دوران، صلوات




برای دیدن ادامه اشعار بر روی ادامه مطلب كلیك كنید.




گر کرب و بلا نبوده ایم، حال هستیم

گر شام بلا نبوده ایم، حال هستیم

ای مردم عالم همگی گوش کنید

تا آخرخون مطیع رهبر هستیم


 عشق یعنی یک خمینی سادگی

عشق یعنی با علی دلدادگی

عشق یعنی لافتی الا علی

عشق یعنی رهبرم سید علی




 نسل ظهور(خطاب به نائب امام زمان(عج))

ما عاشقان یاریم ، ما را تو می شناسی
هرچند پرگناهیم ، ما را تو می شناسی

در انتظار جانان ، هر لحظه بی قراریم
دلبسته بر تو داریم ، ما را تو می شناسی

ای سید خراسان ، ای مژده بهاران
هر لحظه در رکابیم ، ما را تو می شناسی

لب بسته ای و در دل بس راز و درد داری
بگشای لب، بفرما ، ما را تو می شناسی

ما در ره خمینی(ره) ، بستیم عهد و پیمان
هستیم ما بر آن عهد ، ما را تو می شناسی

فرموده اید بر ما که اعتماد دارید
ثابت کنیم الحق ، ما را تو می شناسی

با یک خروش خشمت ما عالمی بگیریم
شیران بی گریزیم ، ما را تو می شناسی

از شعله های خشمت اهریمنان گریزان
کوبنده شیاطین، ما را تو می شناسی

هرچند در برابر، شرمنده ایم از تو
اندر میان میدان، ما را تو می شناسی

با احمدی به راهت سرباز بی نظیریم
صد بار سر ببازیم ، ما را تو می شناسی

ما روهرو شهیدیم ، از یأس بی نصیبیم
امید قلب زهرا(س) ، ما را تو می شناسی

هر لحظه از وجودت عطر نگار آید
گلزار بی خزانی ، ما را تو می شناسی

ما عکس یار گیریم از لحظه لحظه رویت
ای سید خراسان، ما را تو می شناسی

کی می شود بیاید ، برداری آن علم را
بستیم توشه راه ، ما را تو می شناسی


 عشق یعنی لافتی الا علی

عشق یعنی رهبرم سیدعلی

عشق یعنی دست تو پرپر شده

عشق یعنی یک علی رهبر شده


 مثل سایه ای همیشه، دست رهبر رو سر ماست

روح حضرت خمینی، توی جسم رهبر ماست

رهبر حسینی ما، جلوه ی پیر خمینه

همیشه مثل خمینی، زیر پرچم حسینه


 رهبر من نور چشمان من است
عشق او آیین و ایمان من است

ذوالفقار حیدری در دست او
طاعتش میثاق و پیمان من است

سیدی از نسل پاک فاطمه(س)
هم ز نسل شیر یزدان من است

در ولایت وارث آل نبی (ص)
جانشینی از امامان من است

همچو مه تابد به قلب شیعیا ن
نائب خورشید پنهان من است

در هدایت سوی حق آرد مر ا
این هدایت سمت قرآن من است

دوستانش دوست می دارم همی
دشمن او دشمن جان من است

آنکه مهر او ندارد در وجو د
بی گمان همکیش نادان من است

در سخن چون ابر می بارد به دل
در کویر خشک باران من است

در حضورش موج دریا دیده ام
در کلامش راحت جان من است

در نگاهش غرق دریا می شو م
واژه هایش در و مرجان من است

قلب تارم را صفایی می دهد
جامع فکر پریشان من است

من مرید آن دل وارسته ام
او مراد و پیر عرفان من است

بوی یوسف می دهد پیراهنش
گرچه خودیعقوب کنعان من است

من چو سنگم او چو کوه بیستون
من چو مورم او سلیمان من است

من چو بلبل او چو باغ پر زگل
من چوبرگ او سرو بستان من است

نام او ورد زبانم روز و شب
عشق او درد است ودرمان من است

آرزوی دیدنش دارم به دل
در فراقش شهر زندان من است

ای خوش آن روزی که بینم رهبرم
ساعتی در خانه مهمان من است

هرگز ای یاران دعایش می کنید
شب نمازش ذکر یاران من است

روی خوبش با دو چشمت دیده ای
چهره اش چون ماه تابان من است

غرق دریای تهاجم را چه غم
ناجی کشتی ز طوفان من است

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی
حامی او حی سبحان من است

در امانت او ‹‹ امین ›› انقلا ب
در شجاعت شیر میدان من است

راه او باشد ره پیر خمین (ره)
رهرو راه شهیدان من است

افتخار ما بود ‹‹ سید علی ››
سرور من جان جانان من است

چون فقیه وعالم است ودین شناس
مرجع تقلید دوران من است

روز ششم ماه تیر از سال شصت
رهبرم جانباز ایران من است

ای خداوندا نگهدارش تو با ش
چون دعای او نگهبان من است

شعر امروزم که وصف رهبر است
بهترین اشعار دیوان من است

پیروانش نی به پاکستان و هند
درفلسطین است و لبنان من است

گوئیا مهدی(عج) چنین گوید که او
بهترین اصحاب و یاران من است

                                                           

یا علی

منم عمار همون بچه بسیجی


زخاک فکه وفاو و دوئیجی


همون سینه زنی که میره هیئت


کلاس عشق بازی با ولایت


همونی که شنیده این عمار


دلش آتیش گرفته از غم یار


نوشته نامه ای از جان به جانان


به نام حق تعالی رب منان


سلام مولای من سید علی جان


سلام ای رهبرم ای قلب ایران


سلام ای قوت دلهای خسته


بگو مولا دلت از چی شکسته


بگو آقا که دل ها بی قرار


چشا رو گونه ها شبنم می کار


بگو آقا فقط با یک اشاره


که غصه دلامون کرده پاره


من عمار دارم خونه به خونه


میگم ازمکر شورای زمونه


از اون فتنه گران انتخابات


که میدون آمدن با شال سادات


جسورانه دل رهبر شکستین


خیال کردین که در کوفه نشستین


چه سلمانها به دورش در طوافن


چه شمشیر ها به اذنش در غلافن


فقط کافی ست تا با یک اشاره


جهان کفر گردد پاره پاره


الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست


که جان من گره در پیچش موست


فدایی ات من عمار آقا


هزاران در هزاران بار آقا


فقط کافی ست لب برگوشایی


بتازم یک تنه در هر شعاعی


چنان جنگم زعشقت تا شهادت


که صد لیلی برن بر تو حسادت

       برای سلامتی آقا صلوات...
منبع:http://www.yarane-velayat.blogsky.com
   http://www.rahbarieiran.blogfa.com


فدایی رهبر گفته است :

پنجشنبه 27 مهر 1391 12:25 ب.ظ

جانم فدای رهبر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر